Thursday, September 6, 2007

Report on the May Day demonstration in Tehran

There were around five to six thousand workers. It was Shiroodi sports stadium [near Tehran] which was packed with so many workers. The Labour House[1] used its own rotten old method for dispersing the workers. Like last year it announced the venue of the gathering in one place and then held the ceremony in a different one! By the time everyone had realised where the main ceremony was being held, naturally a big number gave up on the way and went back.

Despite this, such a big number gathered in the stadium and the Labour House had the platform. It was interesting that the platform had been set up higher than the general level and to get to it you would need to do acrobatics. That, as well as the big number of Information [Ministry] officials, showed how much they feared a worker gaining access to the platform!

The angry unemployed workers interrupted the speakers and the voice of the crowd of workers below made Sadeghi and Mahjoob[2] twice as angry.

Opposite the main gate the united and strong voice of the workers drew everyone's attention. Who were the people, who on their own day were shouting with such rage and a loud voice "Free political prisoners", "Free Mahmoud Salehi"?

These were the workers of the Vahed Bus Company who, organised in their independent trade union, demanded their rights shouting with the most outreaching voice and suppressed rage.

In a short while their activist allies and a considerable number of workers united with them and later moved towards the platform. This immediately overshadowed the whole ceremony.

The slogan "Ossalou should speak", "Ossalou should speak" raised the rage/anger of those above and for this reason one of the Intelligence [Ministry] personnel left his guard post up there and moved towards Mansour Ossalou with the intention of beating him. This he was not able to do. The independent workers did not take over platform, but those at the top were also not able to carry on with their planned ceremony. They were continuously booed. After reading every article of the resolution they were booed. The sound of slogans like "Workers, students, unity, unity", "Workers, teachers, unity, unity", "Down with capitalism's protectors" and "Temporary contracts must be revoked", did not allow the proceedings to stay under the control of the Labour House officials.

The roaring workers went towards the exit gates shouting their own independent slogans. When the security forces of capital saw that this fire was becoming more inflamed, it once again showed that it is the capitalists' protector and is only armed for suppressing the workers' movement. They attacked the workers with truncheons provided by the taxes on workers, beating the taxpayers.

The united ranks of the workers went through the police line and kept going forwards. The assaults escalated. One worker was so badly beaten that his mates took him on a stretcher to their coach.

The militant workers had reached their aims, so they decided to end the ceremony. They, with cheerful pride and honour from their unity and self-confidence, left the demonstration.

It was at this time that the police [snatch squads] began their hunt. People who had been identified were followed and arrested in quiet places. A number of students and a worker from the Vahed Company trade union were arrested. The students have now been freed, but, at the time of preparing this report there is no news on whether the arrested worker has been released. In addition, on the way to the metro station Mansour Ossalou was attacked so that he could be arrested. But the resistance of his supporters prevented his arrest.

In the afternoon the workers went to the venue for the celebrating their own day. But they were confronted with a closed door. As if workers are not supposed to celebrate their day and that this ought to be a day of mourning!

A considerable number of the people who had come in the afternoon sat in front of the closed door until the arranged time [for ending the ceremony]. They had ice cream, sweets and held discussions amongst themselves and on today's ceremony. A lively May Day was recorded in their history.

Long live workers' unity!

Militant magazine's reporter
1 May 2007

کارل مارکس

رادمان روئین تن

«کارل مارکس» در پنجم مه 1818 در شهر « تریر» پروس چشم به جهان گشود


کارل مارکس

رادمان روئین تن

روزهای ابتدایی

«کارل مارکس» در پنجم مه 1818 در شهر « تریر» پروس چشم به جهان گشود. پس از پایان دوره ی متوسطه در مدارس شهر «تریر» ابتدا راهی شهر « بن» و سپس به شهر« برلین» رفت. در این شهر به آموزش و مطالعه ی حقوق، فلسفه و تاریخ پرداخت. مارکس در دانشگاه برلین، سخت تحت نفوذ عقاید هگل قرار گرفت و به «هگلیست های جوان» پیوست.

«هگل» اعتقاد داشت که هر چیزی در اجتماع و طبیعت در یک روند تغییر و تکامل دائمی ( بخوانید دیالکتیک) قرار دارد. گروه هگلیست های جوان با استفاده از همین ایده ی دیالکتیک «هگل» سعی نمودند به نتایج رادیکالی در مورد مسائل اجتماعی برسند. آنان همچنین به نقد بیرحمانه ی فلسفه، مذهب، تاریخ و اقتصاد سیاسی مبادرت کردند.

زمانیکه چند نفر از متفکران هگلیست و رادیکال (منجمله فوئر باخ) از دانشگاه برلین اخراج شدند، مارکس تحصیل آکادمیک را رها کرده و وارد فعالیتهای سیاسی شد که تا آخر عمرش ادامه یافت.

«مارکس» ضمن نگارش مقالات، جزوات و ویراستاری روزنامه های رادیکال، با دفاع از دموکراسی خواستار پایان بخشیدن به الم و رنج طبقات ستمکش شد. در سال 1843 زمانیکه او در پاریس زندگی می کرد به انتشار روزنامه ی انقلابی ی دست زد که بطور مخفیانه به آلمان فرستاده می شد.

سوسیا لیستهای تخیلی

در این زمان، تعداد بی شماری از گروههای کوچک سوسیالیستی در اروپا وجود داشتند. تقریبا تمامی این گروهها به اشکال متفاوتی تخیل گرا بودند. آنها در تخیلاتشان به ترسیم کمون های سوسیالیستی ی بی عیب و عار از هر مشکلی می پرداختند. مارکس در سال 1840 با تمام انرژی به انتقاد سوسیالیستهای تخیلی پرداخته و به تکامل نظرات خودش دست زد. او به جای آنکه در تخیلات و ذهنیاتش به ترسیم نقشه ایی برای بنیاد نهادن یک دنیای کامل و بی نقص مبادرت کند، شروع به مطالعه ی دنیای واقعی نمود تا به کشف مکانیزم های که سبب بهره کشی انسان از انسان می شود، دست یابد.

مبارزه طبقاتی

هگل بر این باور بود که جهان فقط انعکا س ذهن ماست اما مارکس یک عقیده ی بسیار معقول تری را ارائه داد؛ او معتقد بود که ایده های ما انعکاس جهان ماست که در خارج ذهن ما وجود دارد. مارکس به جستجوی چیزی در جهان واقعی پرداخت که سبب این کشمکش ها می شد. او پس از کاوش بسیار دریافت که مسبب این کشمکش ها، «مبارزه طبقاتی» است که بین طبقات فرادست و فرو دست درجریان است.

مارکس بر این اعتقاد بود که با بررسی تاریخ بشر در خواهیم یافت که سراسر این تاریخ خونین شامل جنگ بین قبایل، گروهها و طبقات مختلف بشر جهت کنترل غذا، مسکن، سرمایه و قدرت سیاسی است.

صاحبان کارخانجات، بانکداران و کلا سرمایه داران از طریق استثمار طبقه ی جدیدی بنام طبقه کارگر، ثروتهای نجومی و افسانه ایی را از آن خود کردند. اما طبقه کارگر هیچ محصولی نداشته و ندارد که بفروشد؛ هیچ دارائی ی که از طریق آن به سود و منفعتی برسد دارا نیست. تنها راهی که این طبقه می تواند از طریق آن زندگی کند فروش نیروی کارش برای گرفتن مقدار بسیار اندکی دستمزد است. مارکس پیش بینی نمود که با گذر زمان طبقه ی کارگر از نظر کمیت رشد کرده و به سازماندهی خودش مبادرت خواهد کرد. بدون وجود طبقه کارگر هیچ چیزی در جامعه نمی تواند کار کند. بنابراین تنها با فعلیت بخشیدن به نیروی بلقوه کارگران قادر خواهیم بود که سیستم سرمایه داری را سرنگون نمایم. طبقه کارگر تنها آلترناتیو عملی برای حقیقت بخشیدن به رویای تخیلگرایان در جهت تغییر بنیادی روابط نابرابر طبقاتی است.

کمونیزم

نتیجه ی آن چیزی که مارکس ترسیم کرد این بود که پراتیک انسانها، تنها چیزی است که می تواند آنان را به آینده روشن رهنمون نماید. او بدرستی نوشت: " فیلسیوفان تنها به تفسیر جهان از طریق راههای مختلف می پردازند اما نکته، در عین حال، بر سر تغییر آن [ از طریق پراتیک] است".

مارکس به همراه دوست فرهیخته ی خود «فردریک انگلس» به نگارش «مانیفست کمونیست» مبادرت کرد. قسمتهای اعظمی از این کتاب همچنان دارای اعتبار است. در مانیفست، مارکس و انگلس جسورانه از آزادی زنان از کار بردگی خانگی دفاع کردند. در مقابل ناسیونالیستها که کمونیستها را به خیانت محکوم می کردند، مانیفست اینطور جواب داد که کارگران همه ی کشورها با یکدیگر وجوه تشابه بیشتری از مشترکاتشان با حاکمان ملی سرمایه دارند . مانیفست، کمونیزم ( یا جامعه کمونیستی) را بعنوان یک هدف طبقه کارگر مطرح نمود؛ و ان یک جامعه بی طبقه است که مردمش دیگر تمایلی به رقابت و جنگ برای سهم بیشتر بردن ندارند. اما این جامعه کمونیستی نمی تواند در عرض یک روز بنا نهاده شود. نخست، طبقه کارگر باید از طریق انقلاب به طبقه حاکم مبدل شده و سپس با استفاده از نیروی بنیان کن خود مالکیت خصوصی بر تولید را لغو و بطور تدریجی و منصفانه ثروت را به سود همه تقسیم نماید. تنها در این صورت است که راه برای محو طبقات ، دولت و ارتش باز خواهد شد.

مانیفست کمونیست با این کلمات به پایان می رسد: " کمونیستها ها از مخفی داشتن آرا و هدف های خود بیزارند. آنان آشکارا اعلام می کنند که هدف های آنان تنها از راه سرنگون کردن تمام شرایط اجتماعی کنونی از طریق توسل به زور، تحقق پذیر است. بگذار طبقات حاکم از انقلاب کمونیستی بر خود بلرزند. پرولتاریا برای باختن چیزی جز زنجیرهاشان ندارند. برای بردن یک دنیا در برابر آنها ست. کارگران جهان متحد شوید! "

انقلاب 1848

هنوز جوهر صفحات «مانیفست کمونیست» خشک نشده بود که اروپا با سیلی از قیام ها و انقلابات روبرو شد. در سال 1848، ما شاهد سرنگونی شاه فرانسه و قیام توده ایی کارگران شهر وین هستیم. متاسفانه قیام کارگران بطور وحشیانه سرکوب و مارکس نیز مجبور به فرار به شهر لندن شد.

کتاب سرمایه

شکست انقلاب 1848، باعث تقویت مرتجعین و حاکمیت سیاهشان در کشورهایی اروپایی گردید، بطوری که جریان مبارزه ی طبقاتی روند آهسته تری بخود گرفت . این مساله باعث شد که مارکس جهت شناخت بیشتر از سیستم سرمایه داری به نگارش کتاب ارزشمند «سرمایه» که آنالیز بسیار عمیقی از چگونگی کارکرد این سیستم بود، دست بزند.

محتویات ارزشمند و مفاهیم علمی ی که کتاب «سرمایه» داراست، سبب شده که مطالعه و درک ان به یکی از ضرورتهای اصلی در مقابل فعالین مارکیسیزم انقلابی تبدیل شود. در این کتاب مارکس استثمار طبقه کارگر را نه فقط بعنوان نتیجه ی اعمال غیر انسانی کارفرمایان بلکه بعنوان بخش لاینفکی از کل سیستم سرمایه داری ترسیم می کند.

در کتاب «سرمایه»، مارکس نشان می دهد که چطور سیستم سرمایه داری باعث رشد طبقه کارگر از طرفی و رقابت و اختلاط بین سرمایه داران از طرفی دیگر می شود. او همچنین در کتاب « سرمایه» متذکر شد که سیستم سرمایه داری با گرایش درجهت ورود به بحران های ادواری عمیق که باعث افت و عنان گسیختگی اقتصاد می شود، فرصت های انقلابی مناسبی را برای طبقه کارگر جهت تغییر شرایط فراهم می آورد.

روزهای واپسین

مارکس شخصا قصد داشت سایر جلدهای سرمایه را که پیشتر در قالب دستنوشته و یادداشتهای پراکنده بود برای چاپ، تنظیم و آماده کند ولی قبل اینکه او قادر به این کار شود، در چهاردهم مارس 1883 در گذشت. مارکس همچنین با فعالیت پیگیر با جنبشهای نوپا و جوان کارگری – کمونیستی که در « بین الملل اول» گرد هم آمده بودند، سعی نمود که حزب کارگران بین المللی را سازماندهی کند. علی رغم تلاش مستمر مارکس، « بین الملل اول» به علل متعددی از هم پاچید.

نظرات مارکس همچنان با عصر ما مرتبط است!

صد وبیست و چهار سال پس از مرگ مارکس، سیستم سرمایه داری جهانی هنوز قادر نیست که میزان بیکاری، فقر، گرسنگی و قحطی، جنایت و تبهکاری، تورم عنان گسیخته، جنگهای قومی و غیره را کاهش دهد.

در تمام نقاط جهان مبارزات طبقه ی کارگر در جریان است. در اتحادیه های کارگری، احزاب کارگری، کارخانجات و مراکز صنعتی، مدارس، معادن و محل های کار، نیروهای جدیدی به آهستگی در حال گرد آمدن و آماده کردن خودشان برای نبرد هستند.

ایده های مارکس آینده ی بسیار پر امید و پرتحرکی را عرضه می نماید و به ما نشان می دهد که چگونه دنیای بهتری را در واقعیت به تحقق برسانیم.

مارکس اگرچه از نظری فیزیکی در کنار ما نیست ولی عقاید و آرای او تا زمانیکه جامعه ی طبقاتی وجود دارد پابرجا و جاودان است. نظرات مارکس بعنوان رادیکالترین ایده های بشری، چراغ راهنمای تمام انسانهای عدالت طلب و برابرخواه در مبازراتشان خواهد بود.

مقدمه بر

فرانسه 1968، تداوم مبارزه

تونی کلیف

برگردان: نیما چراغی


متن زیر ترجمه مقدمه کتاب "فرانسه ، تداوم مبارزه" در مورد مبارزات انقلابی فرانسه در سال 1968 از تونی کلیف نویسنده تروتسکیست متولد فلسطین است، که در سال های 1930 برای اتحاد کارگران عرب و یهودی تلاش می کرد و در اواخر دهه 1940 نظریه ای را که اتحاد جماهیر شوروی را دولت کارگران نمیدانست را بسط داد ،? که برای اولین بار به عنوان جزوه در آگوست 1968 انتشار یافته است.

ناگهان ، به دور از شرایط افسرده حاکم ، شورش طبقه کارگر فرانسه در جهان متشنج سرمایه داری شگفت و شرایط اجتماعی و سیاسی را نسبت به قبل تغییر داد . همانطور که نخست وزیر پامپیدو در مجمع ملی روز 22 مه، آینده را توصیف کرد: "هیچ چیز به همان شکل نخواهد ماند !"

شعله مبارزه با تحرکات مبارزین در بخش های تروتسکیست ،مائوئیست و آنارشیست دانشجویان انقلابی آغاز شد و مورد هجوم وحشیانه پلیس قرار گرفت . شعله های انقلاب در میان طبقه کارگر پخش شد . تمام انرژی حق طلبی و ظلم ستیزی عقیم مانده مردم ناگهان آزاد شد .

طبقه عظیم کارگران کشور را به تعطیلی کشاند، تمام صنایع را از دستان فرومانده طبقه استثمارگر ربود و همه جا پرچم های سرخ سوسیالیسم را بر افراشت. دولت ، فلج و در مانده ، تنها شاهد وقایع بود .

دختران گروه های هم سرایی، رانندگان تاکسی، بازیکنان فوتبال و کارمندان بانک در اعتصاب سراسری و اشغال محل کار خود شرکت کردند. خبرنگاران و مجریان از دروغ پردازی به توده ها امتناع کردند. چاپخانه ها روزنامه های کارفرمایانشان را سانسور کردند و دانش آموزان به همران معلمانشان کنترل مدارس را در دست گرفتند.

اعتصاب با انقلابی فرهنگی که از سوربون آغاز و به همه جا گسترش یافت در گیر بود. بار دیگر همانند لحظه های بسیاری از تاریخ انقلاب، پتانسیل عظیم و خلاق مردان انقلابی، خود را نشان داد.

متاسفانه ، طبقه کارگر در کسب بی درنگ? قدرت برای رهایی از بار مسئولیت گذشته و موانع سازمان های رفورمیست در برابر اهداف خود سازماندهی نداشت و به خاطر این شکست بهای سنگینی پرداخت .

بحران های اجتماعی که گریبان فرانسه را گرفت به روشنی نشان می دهد که هیچ کدام از قدرت های سرمایه داری عصر ما از انقلاب پرولتاری مصون نیستند. این حقیقت که آرامش اجتماعی می تواند توسط تصادم بین دانشجویان و قدرت به خطر بیافتد، عاریه ای بودن استحکام دنیای سرمایه داری در عصر کامیابی های آن را نشان می دهد.

?تئوری که طبقه کارگر را خالی از پتانسیل انقلابی و اغوا شده توسط رسانه های بورژوازی میداند و معتقد است که این طبقه در سرمایه حل شده? توسط بسیاری از جمله رایت میلز و هربرت ماکوس گسترش یافته بود، در معرض آزمایشی سخت قرار داشت و? سخنان مارکوس که می گوید "در کشور های صنعتی پیشرفته که گذار به سوسیالیسم در حال جایگیریست? و دقیقا در این کشور ها طبقه کارگر دارای پتانسیل انقلابی نیست "? واضح و دقیق آنرا نشان می دهد .

انتخابات فرانسه و مارکسیزم انقلابی

مانی روشن


انتخابات فرانسه و مارکسیزم انقلابی

در انتخابات از میان ده نامزد شرکت کننده در دور اول انتخابات ریاست جمهوری فرانسه، نيکولا سارکوزی، نامزد راست ميانه، و سگولن رويال، نامزد سوسياليست ها به دور دوم رای گیری راه یافته اند. در دور اول رای گیری انتخابات ریاست جمهوری فرانسه که روی یکشنبه 22 آوریل 2007 صورت گرفت حدود 86 درصد (5/44 میلیون نفر) واجدان رای دادن شرکت کردند و شمارش آرا نشان می دهد که 31 درصد از رای دهندگان به آقای سارکوزی و بیست و پنج درصد به خانم رویال رای دادند.از آنجا که هیچیک از نامزدهای شرکت کننده در این انتخابات به حد نصاب پنجاه درصد از آرا دست نیافت، دور دوم انتخابات با شرکت خانم رویال و آقای سارکوزی روز 6 ماه مه برگزار خواهد شد. فرانسوا بايرو و ژان ماری لوپن دو نامزد ديگر اين انتخابات هم به ترتيب ۱۸ و يازده درصد آرا را به خود اختصاص دادند.

اما گزارشات انتخابات که در مطبوعات بورژوایی درج گشت هیچک یک غیر مترقبه نبود. نتیجه انتهابات دوره دوم نیتجه تغییری کیفی در روند سیاسی هیئت حاکم فرانسه نخواهد داد. اما آنچه در این انتخابات حائز اهمیت بود تغییر در وضعیت گرایشات چپ گرا بود. از انیرو در این مقاله عمدتاً به وضعیت گرایشات نقلابی در فرانسه با دیدی نقدانه پرداخته می شود.

درس هایی انتخابات 21 آوریل 2007 در فرانسه سه گانه بود:

اول، برخلاف تابلیغات رسانه های عمومی اروپایی؛ تعداد شهروندانی که از رای گیری امتناع کردند بسیار بالا بود. 8/27 در صد ممتنغ در این انتخابات بالاترین از زمان آغاز انتخابات ریاست جمهوری در فرانسه بوده است. مفهوم این امتناع بالا اینست که بخش مهمی از مردم از سیاست های تضییقاتی نظام سرمایه داری به تنگ آمده و موضع بی تفاوتی در قبال این انتخابات اتخاذ کرده اند. از آنجایی که می دانند گرایش های انقلابی نیز هرگز راه به حکومت پیدا نمی کنند؛ در انتخابات شرکت نمی کنند.

دوم: ما شاهد بی اعتباری و تلاشی سیاسی احزاب استالنیستی بودیم. «حزب کمونیست فرانسه» که پس از جنگ جهانی اول بزرگترین حزب «چپگرای» فرنسه بود و در بیشتر انتخابات آرای دو رقمی کسب می کرد و در کابینه ژوسپن به مدت 5 سال به سرمایه داری خدمت کرد و از آرای بالای برخوردار بود؛ در این انتخابات اخیر برای اولین بار در تاریخ انتخاباتی فرانسه کاندید حزب کمونیست فرانسه (ماری-جورج بوفه 707 هزار رای آورد)؛ آرای آن به یک سوم آرای دو گروه تروتسکیستی کاهش یافت (اولیور بسانسنو 1 میلیون و 498 هزار و آرلت لاگیه 488 هزار). از گروهها مائوئیستی که در سال 1968 بزرگترین نیروی چپ فرانسه بودند، کوچکترین خبری نبود!

سوم: کسب اعتبار و آرای بالای دو گروه تروتسکیستی LCR و LO، توسط بخش عمده ای از جوانان و کارگران پیشروی فرانسه.

این دو سازمان تروتسکیستی گرچه در مواردی وارد اتحاد عمل در انتخابات شده اند؛ اما کمکاکان با دو روش متفاوت با مسایل اجتماعی برخورد می کنند.

سازمان «لوت اورير» یا LO

سازمان «اتحاديه کمونيست» را بيشتر به نام روزنامه ی هفتگی آن Lutte Ouvriere می شناسند. اين سازمان در سال 1968 اعلام موجوديت کرد. در دو دهه گذشته یکی از پر نفوذترین احزاب کارگری در فرانسه بوده است. در واقع اين سازمان ادامه ی جريانی بود که در طول سال های جنبش مه- ژوئن 1968 در فرانسه غيرقانونی اعلام گرديد. اتحاديه کمونيست از درون سنتی بيرون آمد که در اواخر دهه ی 30 توسط يکی از فعالين تروتسکيست اهل رومانی به نام «بارتا» (Barta) آغاز گرديده بود. وی در POI (بخش فرانسه ی بين الملل چهار) فعاليت می کرد. پس از اعلام غيرقانونی بودن تمام سازمان های کمونيستی در آستانه ی جنگ جهانی دوم، POI که از عدم آمادگی برای مقابله با چنين وضعيتی برخوردار بود. از هم فرو پاشيد. پس از آن «بارتا» و تعدادی ديگر از کمونيست های انقلابی موفق شدند فعاليت های سياسی خود را بر مبنی برنامه ای تروتسکيستی از نو آغاز کنند.

پس از سال ها تلاش پيگير و آماده نمودن کادرهای ورزيده، اتحاديه کمونيست که کماکان نيروی کوچکی بود موفق شد در سال 1947 اعتصاب بزرگ کارگران کارخانجات اتومبيل سازی « رنو» را سازمان دهد. اين اعتصاب در اعتراض به متوقف کردن سطح دستمزدها صورت گرفت. در آن زمان کارخانه ی « رنو» سنتاً دربر گيرنده ی کارگران کمونيست بود. در آن شرايط حزب کمونيست فرانسه (استالينيست) در دستگاه دولتی دارای چندين وزير بود. آنان که از جلوگيری از اين اعتصاب عاجز بودند در نهايت مجبور شدند برای قرار نگرفتن در مقابل کارگران و از دست ندادن پايه ی خود در ميان آنان از دولت استعفاء دهند.

پس از آن با شروع جنگ الجزيره و سياسی شدن بسياری از جوانان الجزيره ای در اواخر دهه ی 50، اتحاديه کمونيست هر چه بيشتر رشد کرده و موفق به جلب بسياری از آنان شد. در سال 1974 فعالين اتحاديه کمونيست در بانک دولتی Credit Lyonnais اعتصاب سراسری ای را در فرانسه سازمان دادند. پس از اين اعتصاب آرلت لاگيه، رهبر کميته ی اعتصاب در اين بانک، به عنوان سخن گوی رسمی اتحاديه کمونيست معرفی شد. از آن مقطع تا کنون او هم چنين به عنوان کانديد اين سازمان درانتخابات رياست جمهوری فرانسه شرکت کرده است. اتحاديه کمونيست تا کنون اعتصابات متعددی را در سطح واحدهای توليدی در فرانسه سازمان داده است. در حال حاضر اتحاديه کمونيست از طريق فعالين خود در بيش از 400 واحد توليدی بزرگ در فرانسه به فعاليت مشغول است. آرلت در انتخابات ریاست جکمهوری 1995 بیش 5 در صد از آرای جنبش کارگری را از آن خود کرد و این سازمان به یکی از معتبر ترین احزاب انقلابی اروپا شناخته شد.

با این اوصاف سازمان لوت اورير تمرکز اصلی خود را بر مداخله در جنبش کارگری نهاده و کمتر به مسایل سایر اقشار تحت ستم جامعه مانند زنان و جوانان و ملیت ها در جامعه فرانسه پرداخته است. در سطح بین المللی نیز گرچه به عنوان یک سازمان تروتسکیستی بخش های کوچک دیگر در چند کشور همراه دارد؛ اما هرگز به بین الملل چهارم نپیوست. این روش از ساختن حزب کارگری در سطح ملی (فرانسه) و سطح بین المللی تاثیرات خود را بر این سازمان گذاشته است. این سازمان را به مواضع فرقه گرایانه نسبت به سایر اقشار جامعه کشانده و در سطح بین المللی نیز توفیق زیادی کسب نشده است. روش فرقه گرایانه نسبت به سایر گرایشات همنظر مانند LCR بخش بین الملل چهارم در فرانسه نیز مشاهده شده است.

اما کماکان با وجود این انحرافات؛ لوت اوریر از احترام و اعتبار بسیاری در میان کارگران فرانسه برخوردار است. اعضای اوت اوریر کاملا منضبط عمل کرده و سازماندهی آنها در اعتصابات کارگری در فرانسه طی 2 دهه گذشته بی نظیر بوده است.

اتحادیه کمونیست انقلابی LCR

اتحادیه کمونیست انقلابی؛ بخش بین الملل چهارم (گرایش ماندل) است. این سازمان یکی از بزرگترین و پر نفوذ ترین بخش های بین الملل چهارم بوده است. بر خلاف لوت اویر؛ این سازمان سنتاً تمرکز اصلی فغالیت خود را بر سایر مسایل اجتماعی (زنان، جوانان و مهارجرین) گذاشته است. فعالیت کارگری این سازمان و انضباط درونی آن در حد لوت اوریر نیست. اما در سطح ئئوریک به علت سابقه اش و رهبرانی مانند ارنست مندل؛ این سازمان از برتری فراتری نسبت به لوت اوریر قرار دارد. در سطح عملی این سازمان عمدتاً همانند یک گروه فشار عمل کرده و از اینرو در انتخابات ها می توان آرای بیشتری را به خود اختصاص دهد. برای آشنایی به مواضع سیاسی کنونی این سازمان به اعلامیه «اولیور باسانسنو» نامزد انتخاباتی LCR توجه کنید:

"نزدیک به 8/1 میلیون نفر از رای دهندگان از نامزدی من حمایت کرده و به من رای دادند که نسبت به سال 2002 با رشد ششصد هزار رای رو به رو بوده است. با وجود فشار برای "رای مفید" که طی چند هفته اخیر به عنوان تنها برنامه انتخاباتی سگولن رویال اجرا شده ، بیش از 5/4 درصد رای دهندگان به من رای دادند.

این موضوع دلگرمی پربهایی برای مبارزات آینده است. من از کسانی که به من رای دادند تشکر می کنم. ما در این مبارزات انتخاباتی فراتر از نتیجه در پاسخ گویی به توقعات اجتماعی مردم پیروز شدیم. برای حق اشتغال، بالا بردن قدرت خرید، برای حق مسکن و ... حداقل دستمزد پس از پرداخت مالیات 1500 یورویی ، افزایش در آمد های 300 یورویی ، مصادره خانه های بلا تصدی ، جلوگیری از اخراج ها و مبارزه علیه تبعیض.

«نیکولاس سارکوزی» (یو.م .پی) پیروز شده و برای رقابت با «رویال» (حزب سوسیالیست) به دور دوم راه یافته است. "راست " آمده است ، پس از 5 سال دنبال کردن سیاست سیستماتیک تخریب پیروزی های اجتماعی ما، حالا سارکوزی می خواهد رفتار تکان دهنده "ام ای دی ای اف" (بزرگترین اتحادیه کارفرمایانن در فرانسه) را در جامعه فرانسه اجرا کند و این به معنی نابرابری های بیشتر، بی عدالتی بیشتر و آزادی کمتر است. «لوپن» (حزب دست راستی شبه فاشیستی) از مبارزه حذف شده و این خبر خوبی است اما سارکوزی روش مبارزه ارتجاعی افراطی را پیش گرفته است. این مرد و برنامه هایش خطری بزرگ هستند.

هیچ کاندیدایی صاحب رای هایش نیست و هر کس آشکارا آزاد است که رای خود را 6 مه 2007 (دوره دوم انتخابات) به صندوق بیاندازد. اما، برای 5 سال، ال س آر (اتحادیه کمونیست های انقلابی) با سیاست های شیراک و نخست وزیرش در خیابان و پای صندوق های رای جنکیدند. به همین خاطر از شما دعوت می کنم که روز اول ماه می در تمام شهر های فرانسه برای اقدامات اجتماعی ضروری که من از آنها در مبارزات انتخاباتی خود دفاع کردم و علیه طرح های ضد اجتماعی سارکوزی، دست به تظاهرات بزنید. علیه این "راست " خودمحوربین، دور دوم انتخابات لزوما شکل یک همه پرسی "ضد سارکوزی" برای تمام کسانی که قصد مبارزه با سیاست های او را دارند ، به خود خواهد گرفت. در 6 مه، ما در کنار کسانی خواهیم بود که می خواهند جلوی سارکوزی را در رسیدن به ریاست جمهوری بگیرند. این به معنی حمایت رویال نیست، بلکه مخالفت با سارکوزی است.

در رو به رو شدن با این "راست" قوی حزب سوسیالیست و کاندیداهایش به راستی در وظیفه برابر نیستند. در کل این مبارزات انتخاباتی من توزیع ثروت را پیشنهاد کردم. من اشاره کردم که این طرح "حزب سوسیالیست" (پ اس) نیست که در همان زمینه ایست که "راست" لیبرالیسم را قبول و از سود کمپانی های بزرگ حمایت میکند. حتی در زمینه میهن پرستی و ناسیونالیسم "پی اس" به دنبال رقابت با "راست " است . و این دلیل حمایت نکردند "ال سی آر" از رویال است .

من از کسانی که خود را در جبهه ما یافتند، دعوت به همکاری مجدد می کنم، تا نیرویی توانا در دفاع از آنها در بسیج اجتماعی تشکیل دهیم . ما با هر رئیس جمهوری که 6 مه از صندوق های رای به کاخ الیزه راه یابد، و با سیاست های لیبرالی آن لازم است که مخالفت کرد، و "ال سی آر" به حرکت در جهت بزرگترین اتحاد ممکن در مبارزه ادامه خواهد داد. سپس نه تنها اگر سارکوزی به ریاست جمهوری انتخاب شد بلگه اگر رویال هم انتخاب شود او می داند که نه تنها در راست بلکه در چپ هم مخالفانی دارد.

ما به نیروی جدید ضد کاپیتالیستی نیاز داریم تا مانند 5 سال گذشته در مبارزه و مقاومت، در زمینه نسل جدید سیاسی که از بسیج عمومی علیه "سی پی ای " پدیدار شد ، مفید باشیم.

"ال سی آر" به شما پیشنهاد می کند که این نیروی توانا در مبارزه با کاپیتالیسم را با هم بسازیم". (برگردان از: نیما چراغی)

در آخر باید ذکرشود که هیچ کدام از این دو سازمان تروتسکیستی توهی نسبت به انتخابات و سرمایه داری ندارند. شرکت آنان در انتخابات

مانی روشن

اردیبهشت 1386

رفقا و دوستان عزیز

این وبلاگ برای پیشبرد بحث و تبادل نظر بر محور اهداف ذکر شده در سرمقاله شماره یک میلیتانت؛ ایجاد شده است. قصد ما این است که به طور جدی بر سر پست ها منتشر شده به تبادل نظر با هم بپردازیم و در این راستای به اشتراک نظر و عمل برسیم. از اینرو چند معیار برای پیشبرد نظریات در کامنت را در نظر گرفته ایم که در اینجا اعلام کرده و آنها را به اجرا می گذاریم.

1- کامنت هایی که مرتبط به پست درج شده نباشد؛ حذف می گردند.

2- کامنت هایی که بدون ارائه مدرک و استدلال به اتهام زنی و یا اهانت و توهین بپردازد؛ حذف می گردند.

3- اعلام خبرها و اطلاعیه ها و فراخوان ها و تبلیغ مقالات و سایر نشریات و غیره آزاد است.

با تشکر

شورای دبیری نشریه میلیتانت

گزارش تظاهرات اول ماه مه تهران

گزارشگر میلیتانت


گزارش تظاهرات اول ماه مه تهران

حدود پنج یا شش هزار کارگر بودند. اینجا استادیوم ورزشی شیرودی است که این تعداد کارگر را در خود جا داده است.

خانه کارگر با روش پا خورده خود برای متفرق کردن کارگران، مانند سال پیش آدرس تجمع را در جایی معرفی میکند و مراسم را در جایی دیگر برگذار میکند! تا همه متوجه شوند مراسم اصلی در کجا برگذار میشود، طبیعی است که تعداد زیادی در بین راه منصرف شده و برمیگردند.

با اینحال این تعداد جمعیت در ورزشگاه تجمع کردند و خانه کارگر تریبون را در اختیار داشت. جالب اینجاست که تریبون را در مکانی بالاتر از سطح عمومی قرار داده بودند و برای رفتن به بالا لازم بود که عملیات آکروباتیک صورت گیرد. آنهم با تعداد زیادی از ماموران اطلاعات، تا مبادا کارگری به پشت تریبون راه پیدا کند!

کارگران بیکار خشمگین صدای سخنرانان را قطع میکردند و صدای انبوه کارگران در پائین عصبانیت صادقی و محجوب را دو چندان می کرد.

روبروی درب اصلی صدای یکپارچه و محکمی تمام توجهات را به خود جلب می کرد. آنها چه کسانی بودند که اینگونه خشمگین در روز خود با فریادی بلند زندانی سیاسی آزاد باید گردد، «محمود صالحی آزاد باید گردد» سر میدادند؟

آنها کارگران شرکت واحد بودند که متشکل در سندیکای مستقل خود فریاد حق طلبانه خود را با رسا ترین صدای خود به همراه خشم فروخورده خود سر میدادند.

در فاصله کوتاهی فعالین کارگری متحد آنها و در قدمهای بعدی به سوی تریبون، عده قابل توجهی از کارگران، چنان اتحادی با آنها برقرار کردند که توانست بلافاصله کل مراسم را تحت الشاع خود قرار دهد.

شعار یکپارچه سخنران اسالو، سخنران اسلو، عصبانیت بالایی ها را افزایش داده بود و به همین دلیل یک فرد اطلاعاتی پست نگهبانی خود در آن بالا را ترک کرده و به سوی منصور اسالو به قصد ضرب وشتم آمد که نتواست کاری از پیش برد. تریبون به دست کارگران مستقل نیافتاد اما بالایی ها هم نتوانستند مراسم خود را اجرا کند. آنها مرتب هووو شدند. بعد از قرائت هر یک بند قطعنامه هوو شدند. صدای شعارهای «کارگر دانشجو اتحاد اتحاد»، «کارگر معلم اتحاد اتحاد»، «مرگ بر حامی سرمایه دار»، قرارداد موقت ملغی باید گردد، نگذاشت مراسم در دست خانه کارگری ها بماند.

کارگران پر خروش به سوی درب خروج رفته و شعار ها مستقل خود را سر میدادند. نیروی انتظام سرمایه وقتی دید این آتش هرچه بیشتر شعله ور تر میشود، آمدند که یکبار دیگر به کارگران بگوید که حامی سرمایه داران و فقط به منظور سرکوب جنبش کارگران مسلح میشوند. آنها با باتوم هایی که از مالیات کارگران تامین میشود به جان مالیات دهندگان افتادند.

صفوف متحد کارگران از دیوار پلیسی عبور می کرد و به جلو میرفت. سرکوب اوج می گرفت. یک کارگر به قدری مورد ضرب و شتم قرار گرفت که دوستانش او را با برانکارد به اتوبوس خود بردند.

کارگران مبارز به اهداف خود رسیده بودند، پس خود خواستند و تصمیم گرفتند مراسم را به پایان برند. آنها با غرور جانانه و افتخار ناشی از اتحاد و کسب اعتماد به نفس محل تظاهرات را ترک می کردند.

در این لحظه بود که شکار پلیس آغاز شده و افراد شناسایی شده را تعقیب کرده و در جای خلوت دستگیر می کردند. تعدادی دانشجو و یکی از کارگران سندیکای شرکت واحد دستگیر شدند، دانشجویان آزاد اما در مورد کارگر دستگیر شده تا لحظه تنظیم گزارش خبری از آزادی وی نرسیده است. ضمناً در مسیر مترو به منصور اسالو حمله کرده برای دستگیری وی که با مقاومت متحدین خود مانع دستگیری شدند.

کارگران برای جشن روز خود در ساعت مقرر بعد از ظهر به محل برگذاری مراسم رفتند که با در بسته روبرو شدند. آنها نباید روز خود را جشن بگیرند و تو گویی در این روز هم باید عزاداری کنند!

عده قابل توجه ای از کسانی که برای مراسم بعد از ظهر آمده بودند پشت در بسته نشستند و تا ساعت مقرر با بستنی و شیرینی و بحث ها و گفتگو های بین خود در مورد مراسم امروز؛ اول ماه مه جانانه ای را در جنبش خود به ثبت رساندند.

پایدار باد اتحاد کارگری

گزارشگر میلیتانت

11 اردیبهشت 1386

چرا انتشار نشریه میلیتانت؟



TinyPic image


سرمقاله نخستین شماره «میلیتانت» را بهتر است به پاسخ به برخی از سؤالات محوری رفقا و دوستان آغاز کنیم.

- چرا نشریه در وضعیت کنونی انتشار می یابد؟

در دوره کنونی، با وجود افزایش سرکوب ها، دستگیری ها و ارعاب ها توسط دولت سرمایه داری، در سطح جامعه (میان دانشجویان، کارگران و زنان و ملیت های تحت ستم)؛ ما شاهد مقاومت های پیگیر و مستمر بوده ایم. امروز می توان اذعان داشت که تناسب قوا طبقاتی به نفع مبارزان ضد سرمایه داری در حال تغییر است. این تغییرات در تناسب قوا در جنبش دانشجویی، به مثابه حساس ترین قشر جامعه بسیار ملموس تر بوده است. گرایشات گریز از مرکز در میان حتی نهادهای دانشجویی وابسته به دولت شکل گرفته است. با به بن بست رسیدن سیاست های «اصلاح طلبانه» و اعتقادات «مدرنیسم» و «پست مدرنیسم» و غیره (یعنی اعتقادات بورژوایی در میان جوانان)، امروز ما شاهد جذب و تمایل جوانان به سوی عقاید سوسیالیستی و مارکسیستی هستیم. این موضوع را کمتر کسی می تواند انکار کند.

اما؛ مسئله اساسی بر سر پراکندگی و افتراق از یکسو و نبود بنیاد های اولیه اعتقادات مارکسیسم انقلابی در میان جوانان است. بدیهی است که این اعتقادات پس از سال ها اختناق و سرکوب، یک روزه و به سرعت نمی تواند در میان جوانان متمایل به سوسیالیسم ریشه پیدا کند. اگر نخواهیم با شعارهای عمومی و تهییجی سر خود را گرم نگهداریم؛ اگر تصور نکنیم که با انجام چند اکسیون و چند بحث عمومی و یا تئوری های کهنه شده بورژوایی و خرده بورژوایی می توان به آخرین کلام در مارکسیسم دست یافت؛ و اگر نپذیریم که با پیوستن به آن یا آن حزبی که بدون کوچکترین پایه اجتماعی توسط عده ای روشنفکر در خارج کشور تشکیل شده؛ مسئله جنبش حل می گردد؛ پس باید به فکر زمینه ریزی های اساسی، دراز مدت و متحد کننده برای جنبش دانشجویی از یکسو؛ و مارکسیست های انقلابی از سوی دیگر؛ باشیم.

به اعتقاد ما، تنها روش درست در وضعیت کنونی؛ ایجاد یک قطب سوسیالیستی (با گرایشات نظری متفاوت) در میان جوانان است. محور اصلی این قطب، از یک سو غلبه بر پراکندگی نظری و عملی، و از سوی دیگر تدارک ریشه ای مباحثات اساسی مارکسیستی در مقابل گرایشات سانتریست، مماشات جو، رفرمیست که با عناوین «سوسیالیست»، «کمونیست» و «کارگری» ظاهر گشته و در صدد به انحراف کشاندن جنبش دانشجویی و کارگری اند، خواهد بود. امروز چنین قطبی وجود ندارد. امروز ما نیاز به چنین قطبی داریم. از اینرو در وضعیت کنونی به انتشار یک نشریه به عنوان سازمانده این قطب سوسیالیستی؛ مبادرت کرده ایم.

شما کیستید و چه نظریاتی دارید؟

ما جمعی از مارکسیست های انقلابی هستیم، بدون داشتن یک نظر واحد. ما نیز نظریات متفاوت خود را همراه با سایر همکاران در نشریه به بحث می گذاریم. اما؛ بدیهی است که ما یک جمع بی نظر و بدون چشم انداز نیستیم. ما خود را «جمعی از جوانان مارکسیست انقلابی ایران» می نامیم. بدین مفهوم که ما تمایلات ضد سرمایه داری داریم؛ یعنی ما به ایجاد یک جامعه سوسیالیستی و بدون طبقه اعتقاد داریم. در عین حال با گرایشات اصلاح طلب؛ بورژوایی و خرده بورژوایی، سانتریستی و قیم مآب در درون جنبش دانشجویی، مرزبندی داریم. ما به عنوان مارکسیست های انقلابی خواهان ایجاد جامعه سوسیالیستی و ایجاد ساختار تشکیلاتی کارگری (تشکلات مستقل و حزب کارگری)، هستیم. اما همه این مباحثات و نکات دیگررا ، در نشریه به بحث می گذاریم تا هم خودمان و هم سایرین این فرصت را داشته باشیم که در عمل و مشترکاً به ضرورت ساختارهای تشکیلاتی برای تحقق آرمان های خود برسیم.

-هدف شما از انجام این کار چیست؟

هدف نهایی ما ایجاد یک ساختار دموکراتیک برای جوانان مارکسیست انقلابی است، که در آن با یکدیگر کار نظری و عملی مشترک، در راستای سازماندهی کل جنبش دانشجویی، انجام دهند. همچنین هدف ما فراهم آوردن زمینه برای ایجاد یک اتحاد عمل سراسری است که در آن هم دانشجویان و هم کارگران (مانند "شورای همکاری..") متحداً فعالیت کنند. ما اعتقاد به کار مشترک با متحدان بین الملل خود نیز هستیم (هماهنگی با "کارزار کارگران ایران تنها نیستند"). بدین ترتیب قصد داریم که هم در سطح نظری و تئوریک خود و سایر گرایشات سوسیالیستی را تقویت کرده، و هم در سطح عملی وضعیت را برای مبارزات کارگری و دانشجویی مساعدتر می کنیم. در این محیط دموکراتیک و رادیکال؛ طبعاً پس از دوره ای، هر مارکسیست انقلابی متحدان نظری خود را نیز برای فعالیت های فراتر و مشخص تر خواهد یافت. از دل این همگرایی عمومی مارکسیستی، همسویی های خاص تر و متشکل تر می تواند تحقق یابد.

- چرا به جای انتشار یک نشریه جدید، با نشریات موجود جوانان همکاری نمی کنید؟

متاسفانه هیچ یک از نشریات موجود با اهداف ما خوانایی ندارند. نشریات دانشجویی موجود یا به جنگ های تئوریک؛ ادبی، هنری مبدل گشته و یا در خدمت تبلیغات یک حزب و گرایش نظری خاص بوده، و یا در سطح خبری محدود مانده اند. در صورتی که هدف ما ایجاد قطب سوسیالیستی جوانان، برای انجام کارهای تئوریک و نظری هدفمند و دخالتگری در فعالیت های دفاعی همراه با متحدان خود در ایران و در سطح بین المللی، است. نشریات موجود فاقد این چشم انداز هستند. بنابراین ما به انتشار یک نشریه جدید دست زدیم.

- شما با چه کسانی حاضر به همکاری هستید؟

ما با هر جوان مارکسیست (سوسیالیست یا کمونیست) انقلابی، فعال و مبارز، که خود را در اعتقادات بورژوایی و خرده بورژوایی محصور نکرده، و اعتقاد به ایجاد جامعه سوسیالیستی به مثابه تنها راه رهایی بشریت از یوغ نظام سرمایه داری است، حاضر به همکاری هستیم.

اما در عین حال نشریه ما پلاتفرمی برای تبلیغات کسانی که نقداً راه حل های مشخص خود را انتخاب کرده و دارای نشریات خود هستند؛ نمی باشد. زیرا هدف ما ایجاد قطب سوسیالیستی برای جوانان مارکسیست انقلابی است، که به شکل پراکنده، بدون نشریات و احزاب و سازمان های از پیش ساخته شده، در جامعه حضور دارند. دوستانی که مقالات و نظریات خود را در نشریات حزبی خود درج می کنند؛ دیگر در این نشریه جایگاهی برای تکرار همان مباحثات نخواهند داشت. زیرا این نشریه نمی تواند پلاتفرمی برای تبلیغات احزاب سیاسی که نقداً تصمیم خود را در مورد مسایل سیاسی و تشکیلاتی، بدون تبادل نظر با سایرین گرفته اند، باشد. مگر اینکه حاضر باشند به نفع تقویت این نشریه از انتشار نشریات خود صرفنظر کنند. یا مقالات خود را صرفاً برای این نشریه ارسال کنند. البته ما هر نقدی (در مورد نظریات یا پیشنهادات خود) از جانب هر رفیقی (مستقل یا وابسته به یک سازمان خاص) پذیرا هستیم و آنرا در ستون آزاد درج می کنیم و در صورت لزوم پاسخ خود را به آن می دهیم.

- چگونه می توان با شما همکاری کرد؟

رفقایی که مایل به همکاری با ما هستند با نشانی ایمیل تماس گرفته و تمایل خود را اعلام کنند. ما در اسرع وقت خطوط عمومی فعالیت نشریه را برای آنها ارسال خواهیم کرد. این رفقا بنا بر تشخیص و تمایل خود می توانند در یکی از حوزه ی نشریه مشغول به کار گردند.

شورای سردبیری

10 اردیبهشت 1386


شماره یک نشریه میلیتانت

همزمان با روز جهانی کارگر منتشر شد

دریافت فایل "پی دی اف" نشریه

برای دسترسی راحت تر علاقه مندانی که از خطوط اینترنت ضعیف تر استفاده می کنند و برای دانلود فایل نشریه مشکل دارند نشریه را در چهار فایل جدا هم در وب لاگ قرار می دهیم

صفحات 1 تا 5 صفحات 6 تا 10 صفحات 11 تا 18 صفحات 19 و